گام به گام فارسی دهم درس ششم رایگان

معنی ابیات
واژه نامه
آرایه های ادبی
قرابت معنایی
دستور زبان
پیام ابیات
بررسی خط به خط کتاب درسی

فصل سوم : ادبیات غنایی

 

درآمدی بر فصل

کلمه غنا در اصطلاح به معنی موسیقی است و ادبیات غنایی گونه ای ازادبیات است که بااستفاده از معانی عمیق و.باریک با زبانی نرم و لطیف به بیان احساسات شخصی انسان می پردازد و بیانگر عواطف و آرزوهای انسان وغم وشادی های اوست.شعر غنایی گسترده ترین بخش ادبیات فارسی است که در آن همه احساسات گوناگون انسانی از قبیل:احساسات عاشقانه ، مذهبی ، عرفانی ، غزلیات سعدی ، مولانا ، حافظ و منظومه های نظامی همه و همه از نوع ادبیات غنایی است.

 

 

درس6 : مهر و وفا

 

جانب : طرف ، سو ، ناحیه     

بلا : سختی ، گرفتاری ، بدبختی

لطف : مهربانی ، نرمی ، بخشش ، خوش رفتاری

*معاش : زندگی ، زیست ، زندگانی کردن

*حدیث : ماجرا ، روایت ، سخن

نگسلد : جدانشود ، بدعهدی نکند

حضرت : قرب ، حضور ، آستانه درگاه

وفا : بجا آوردن عهد و پیمان دوستی

*صبا : بادی که از طرف شمال شرقی وزد ؛ باد بهاری

هوا : آرزو

هرآن که جانب اهل وفا نگه دارد 

خداش درهمه حال ازبلا نگه دارد

هر کسی که طرفدار انسان های وفادار باشد ؛ خدا در همه حال او را از گرفتاری وسختی محافظت میکند.

آرایه : کنایه(جانب کسی را نگه داشتن کنایه از طرفداری و پشتیبانی کردن) ،واج آرایی(تکرار مصوت "ا")

 

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست  

که آشنا سخن آشنا نگه دارد

اسرار و حکایت دوست(محبوب) را فقط به جناب دوست می گویم چرا که فقط دوست (محبوب) راز دوست و آشنا را نگه میدارد.

آرایه :تکرار(آشنا)

 

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای

فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

ای انسان آنچنان زندگی کن که اگر دچار خطا و گناه هم شدی،فرشتگان با دعا به درگاه الهی موجب آمرزش و نگه داری تو در راه راست شوند.

آرایه : کنایه(لغزیدن پای کنایه از خطاکردن ، گمراه شدن، گناه کردن) ، مجاز(دل مجاز از انسان) ، مراعات نظیر(دست وپا)

 

گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان

نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

اگر آرزو داری که محبوب رابطه دوستی را با تو قطع نکند ، تو نیز عهد و پیمان خود را نشکن تا او نیز بر سر پیمان دوستی بماند.

آرایه : کنایه(سر رشته نگه داشتن کنایه از وفاداری به عهد و پیمان) ، تکرار(تکرار صامت های "گ" و "ر") ،تلمیح(اشاره به آیه 40 سوره بقره «أوفو بعهدی، أوف بعهدکم»)

 

صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی

ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد

ای صبا اگر دل مرا در زلف معشوق یافتی از روی مهربانی به او بگوکه جایگاه مرا در نزد معشوق حفظ کند (عاشق همواره دل در گرو عشق معشوق دارد)

آرایه : تشخیص(سخن گفتن بابادصبا) ، مراعات نظیر(زلف ودل) ، نماد(بادصبانمادپیام رسانی درشعرحافظ)

 

چو گفتمش که دلم را نگاه دار ،چه گفت؟

ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد

هنگامی که به معشوق گفتم محافظ و نگه دار دل من باش دیدی چه گفت؟گفت از دست انسان کاری ساخته نیست بلکه خداوند باید نگاه دار تو باشد.

آرایه : کنایه(دلم را نگاه دار کنایه از محافظ عشق من باش) ، مراعات نظیر(دست و دل)

 

سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری

که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد

جان و مال و تمام وجودم فدای آن یار و محبوبی شود که حق دوستی ، مهربانی و عهد و پیمان را بجا می آورد.

آرایه : مراعات نظیر(سر و دل وجان) ،کنایه(حق صحبت نگه داشت کنایه از وفاداری به عهد و دوستی) ،جناس ناقص اختلافی(سر و زر) ،مجاز(سر و دل مجاز از کل وجود/زر مجاز از همه دارایی)

 

غبار راهگذارت کجاست تا حافظ

به یادگار نسیم صبا نگه دارد

ای محبوب غبار راهی که تو از آن گذر کرده ای کجاست تا حافظ(عاشق)آن را به عنوان یادگاری از سوی باد صبا برای خود نگه دارد؟

آرایه : واج آرایی(تکرار مصوت "آ") ،تشخیص(از نسیم یادگاری گرفتن)

 

قالب شعر غزل

ایستگاه یادگیری

ضمایر پیوسته در سه نوع نقش دستوری ظاهر میشوند :

الف)مفعول:گاهی ضمایر پیوسته در نقش مفعول بکار میروند؛

مثال :

   به حشرم بده نامه در دست راست      

ز هولم در آن روز بی باک کن

ز هولم بی باک کن :من را از هول بی باک کن :مفعول

ب)متمم : گاهی ضمیر پیوسته در نقش متمم ظاهر میشود :

مثال : 

    یونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشق     

گفتمش چونی جوابم دادبرقانون خویش

گفتمش(به اوگفتم)   َش یا او متمم است

پ)مضاف الیه: گاهی ضمایر پیوسته نقش مضاف الیه می گیرند.

نمونه :

صبر و قرارم بوده ایی ای میزبان زود تر بیا

     از مه ستاره می بری تو پاره پاره می بری

قرارم یعنی قرار من پس من مضاف الیه است

 

 

 

کارگاه متن پژوهی

دستور زبانی

1-معنای وازه های مشخص شده را با کاربرد آنها در متن درس مقایسه کنید.

ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست

در حضرت کریم تمنا چه حاجت کنم

«حافظ»

تعلیم ز اره گیر در امر معاش

نیمی سوی خودمی کش و نیمی می پاش

           «ابو سعید ابوالخیر»

واژه «حضرت» در درس به معنی کلمه ای است که برای احترام پیش از نام بزرگان می آید و در این بیت به معنای «آستان» و «درگاه» است.

واژه «معاش» در درس به معنی زندگی و زیستن با اهل دنیا و در این بیت به معنای «معیشت و روزی» است.

2- در جمله ، ضمایر پیوسته (متصل) در سه نوع نقش دستوری ظاهر میشوند:

    درشعر مهر و وفا نمونه ای از کاربرد ضمایر متصل بیابید ونقش دستوری آن را مشخص کنید.

هر آنکه حاجت اهل وفا نگه دارد

خداش در همه حال از بلا نگه دارد

خدا او را نگه دارد:مفعول

 

غبار راهگذرت کجاست تا حافظ

به یادگار نسیم صبا نگه دارد

غبارراهگذرتوکجاست:مضاف الیه

الف) مفعول:

نمونه:

ای صبح دم، ببین که کجا میفرستمت

نزدیک آفتاب وفا میفرستمت

خاقانی


میفرستمت (تو را میفرستم)←_َ ت (تو:) مفعول


آن که عمری میدویدم درپی او سو به سو

 ناگهانش یافتم با دل نشسته رو به رو

 شمس مغربی


ناگهانش یافتم (او را یافتم)←_َش (او:) مفعول


ب) متمم:


نمونه:

گوش کن پند، ای پسر، وز بهر دنیا غم مخور
گفتمت ُ چون در حدیثی گر توانی داشت هوش

 حافظ


گفتمت (به تو گفتم)←_َت (تو): متمم


چو یار نیست به تسکین خلق نتوان زیست

که دوستان اگرم دل دهند، جان ندهند

 امیرخسرو دهلوی


اگرم دل دهند (اگر به من دل دهند)← ّ ـَ م (به من:) متمم


پ)مضافالیه:


حسنت به اتّفاق ملاحت جهان گرفت

 آری به اتّفاق ، جهان میتوان گرفت

حافظ


حسنت (حسن تو)←ـَ ت (تو): مضاف الیه


لاله دیدم، روی زیبای توام آمد به یاد

شعله دیدم، سرکشیهای توام آمد به یاد

 رهی معیّری


آمد به یادم (یاد ِ من)←ـَ م (من): مضاف الیه

 

3-چوگفتمش که دلم رانگاه دارچه گفت

چون به اوگفتم:متمم

 

هر گاه در عبارت یا بیتی ، یک کلمه ، به دو یا چند معنا به کار برود و هر دو معنی در شعر قابل جاگذاری باشد، آرایۀ«ایهام»پدید می آید . ایهام از ریشه«وهم» و به معنای «به تردید و گمان افکندن»است؛ مانند:

نرگس مست نوازشگر مردم دارش

خون عاشق به قدح گر بخورد، نوشش باد

«حافظ»

«مردم دار»: 1-دارای مردمک چشم   2-اهل سازش با مردم

 

 

دستور ادبی

۱-درمتن درس، دو نمونه «مجاز» بیابید و مفهوم آنها را بنویسید.

الف)دل:مجاز از انسان اگاه (بیت سوم) ب)سر ، زر ، دل ، جان:مجاز از کل وجود و دارایی (بیت هفتم)

۲-در ادبیات فارسی، شاعران یا نویسندگان، واژۀ «صبا» را در کدام مفهوم نمادین
به کار میبرند؟

پیام رسان میان عاشق و معشوق (قاصد و پیک عاشقان)

۳-هرگاه، در عبارت یا بیتی، یک کلمه ای به چند معنا به کار رود، آرایۀ «ایهام» پدید
میآید. ایهام ، از ریشۀ « َوهم» و به معنای «به تردید و گمان افکندن» است ؛ همانطور
که در مصراع «بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است» کلمۀ «مهر» در دو معنای مختلف
«
خورشید» و «محبت» به کار رفته است.

بیت زیر را ازنظر کاربرد ارایه ایهام بررسی کنید

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد

گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

بو: ۱-رایحه.عطر ۲-آرزو،امید

قرابت معنایی

۱-با توجه به متن درس ، حافظ، شرط وفاداری معشوق را در چه میداند؟

وفاداری عاشق به عهد پیمان خویش با معشوق

۲-بیت زیر با کدام قسمت از سروده حافظ، ارتباط مفهومی دارد؟  

تا نگردی اشنا ، زین پرده رمزی نشنوی

گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

با بیت دوم: 

      حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

که آشنا سخن آشنا نگه دارد

۳-از کدام بیت درس، می توان مفهوم آیۀ شریفۀ «و َمن یتوکل علَی الله َفهو َحسبه.» را
دریافت؟

بیت ششم:

چو گفتمش ک دلم رانگاه دار چه گفت

ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد

۴-مفهوم مشترک ابیات زیر چیست؟پیام رسانی باد صبا میان عاشق و معشوق

الف)صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می اورد  

دل شوریده ما را به بو در کار می اورد

ب)یار من چون بخرامد به تماشای چمن    

برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی

 

 

 

گنج حکمت

حقه راز

گنجینه لغت:

 

*حقه:محفظه ک در جداگانه دارد و برای نگهداری

 اشیای گران بها به کار میرود جعبه،صندوق

زینهار:مواظب باش ،اگاه باش(شبه جمله)

*سودا: کسی را:هوس کاری به سر کسی زدن

 

معنی عبارت ها

روزی یکی نزد شیخ آمد و گفت آمده ام تا از اسرار حق چیزی با من نمایی شیخ گفت:«بازگرد تا فردا»

روزی یک نفر نزد شیخ ابوسعید آمد و گفت آمدم تا اندکی از رازهای خداوند را برای من آشکار کنید شیخ ابوسعید به او( گفت برگرد و فردا بیا)

آن مرد بازگشت شیخ به فرمود تا آن روز موشی بگرفتند و در حقه کردند و سر حقه محکم کردند.

آن مرد برگشت شیخ دستور داد تا آن روز موشی را گرفتند و در صندوقی گذاشتند و  در صندوق را محکم بستند

دیگر روز آن مرد باز آمد و گفت :«ای شیخ آنچه وعده کرده ای.بگوی.»

روز دیگر آن مرد برگشت و گفت ای شیخ به آنچه که قولش را داده بودی عمل کن.

شیخ به فرمود تا آن حقه را به وی دادند و گفت :«زینهار تا سر این حقه باز نکنی»

شیخ دستور داد تا آن جبهه را به او دادند و گفت مواظب باش تا در این جعبه را باز نکنی.

مرد حقه را بر گرفت و به خانه رفت و سودای آن شب گرفت که آیا در این حوزه چه سر است هر چند صبر کرد نتوانست سر حقه باز کرد و موش بیرون جست و برفت.

مرد جعبه را گرفت و به خانه رفت و به این حوزه افتاد که در این جعبه چهرازی می تواند وجود داشته باشد هر چقدر صبر کرد نتوانست تحمل کند  در جعبه را باز کرد و موش بیرون پرید.

مرد پیش شـیخ آمـد و گفت: «ای شـیخ، من از تو سـر خدای تعالی طلب کردم، تو موشـی به من دادی؟!»

مرد [با ناراحتی] به نزد شیخ آمد و گفت:«ای شیخ، من از تو راز خداوند بزرگ را خواسته بودم تو یک موش به من دادی؟»

شـیخ گفـت: «ای درویـش، مـا ، موشـی در حقـه بـه تـو دادیـم، تـو پنهان نتوانسـتی داشـت؛ سـر خدای را بـا تـو بگوییم، چگونه نـگاه خواهی داشـت؟!»

شیخ گفت«ای مرد صوفی،ما موشی را در جعبه به تو دادیم، تو نتوانستی آن را پنهان کنی؛اگر راز خداوند را به تو بگویم چگونه می توانی آن را مخفی کنی[نمی توانی آن راز را نگه داری]


اسرار التّوحید، محمد بن منور

 

شناسه کالا: 3817194
اشتراک‌گذاری

شبکه‌های اجتماعی:

آدرس کوتاه شده‌ی صفحه: برای کپی کردن لینک روی آن کلیک کنید
نظرات
    ارسال نظر
    • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
    • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
    • - لطفا فارسی بنویسید.
    • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
    • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد