گام به گام فارسی دهم درس چهارم رایگان

معنی ابیات
واژه نامه
آرایه های ادبی
قرابت معنایی
دستور زبان
پیام بیت ها
بررسی خط به خط کتاب درسی

درس 4 : درس آزاد ( ادبیات بومی 1)

نمایش روحوضی ( سیاه بازی )

 

گنجینه لغت

بداهه : سخن بی اندیشه گفتن ، بی تأمل سخن گفتن

عصیان : نافرمانی

بزنگاه : موقعیت حساس

عقده : حالت سرخوردگی و کینه

به رغم : برخلافِ

لودگی : مسخرگی

تحلیل : حل کردن ، تجزیه کردن

مضحک : خنده آور

توجیه : سعی در موجه جلوه دادن کار یا حرف نا به جا

مطرب : آواز خوان ، نوازنده ، رقاص

رندی : زیرکی ،‌ بی قیدی

موذی گری : حیله گری ، بد جنسی

صراحت : خالص و بی غش گردیدن

هجو : بد گویی ،‌ سرزنش

رو حوضی گونه ای نمایش مردمی ، خنده دار و مبتنی بر بداهه سازی است که به سبب کنار زدن همة پرده های خودسانسوری، نمایشی بسیار پرمایه، غنی و افشاگر است و به علّت بی واسطگی، بن مایه های انتقادی اش همواره بسیار شادی بخش است

به طوری که رک گویی و بی پردگی آن همواره جنبه های خنده آور نمایش را تشدید می کند.

در فرهنگ فارسی معین در زیر عنوان سیاه بازی آمده است : گونه ای نمایش سنتی که معمولاً در آن شخصی دارای غلامی سیاه پوست گیج و گول است که کارهای خنده دار می کند .

سیاه شخصی خود مختار است که ظرفیت نمایش سیاه بازی را بسیار بالا برده است و به جرئت می توان گفت همۀ بن مایه های موضوعی زندگی ایرانی با ظرافت ها و برداشت های خاص او و با شور و نشاط بسیار تحلیل می شود . اما سیاه در قالب کامل شدة غلام یا نوکری بود که هجو می کرد و مسخره می کرد و در عین زیرکی و سادگی گاهی صراحت همراه با ترس نشان می داد. به رغم ظاهر مضحک و مسخره اش . گاهی سخنان درد آلود و تلخی می گفت که خنده را همچون زهری بر لبان مخاطب می پاشید . سیاه آدم با فکری بود یا دست کم به نظر خودش چنین می رسید؛نقشه هایی می کشید که بر خلاف پیش بینی هایش چندان درست نمی آمد؛ ولی در آخر کار طی تصادفی کوچک ، او موفق می شد . گاهی در بزنگاه موفقیت گذشت می کرد و گاهی در لحظة شکست ، تقدیر را هر چقدر هم که نا خوشایند بود، می پذیرفت. نتیجه یا شعار نمایش معمولاً در پایان از زبان او گفته می شد

سیاه آدمی بود از طرفی وفادار به اربابش و از طرفی عصبانی از او، عصبانی به علّت ضعف های اخلاقی ارباب و نیز به علّت فاصلۀ طبقاتی بین آن ها ، سیاه با همة فداکاری هایش تلاش می کرد این فاصله را از میان بردارد؛ ولی ارباب خودبین با خودبینی اش همیشه این فاصله را حفظ می کرد و او را به چشم غلام می دید. این کشمکش درونی،‌سیاه را عقده دار کرده بود و همین بود که موذی گری ها و رندی های او را توجیه می کرد؛ زیرا او گاه ـاگرنه عیان ـ دست کم خراب کاری هایی در کار ارباب می کرد، چنان که فرمان های او را به کار نمی بست یا نا فرمانی و زیاده روی می کرد.

از خنده دار ترین صحنه ها یکی این بود که ارباب برای انجام دادن کاری فوری شتاب و اصرار داشت و سیاه در حالت خونسردی و انکار بود .

ارباب تلاش می کرد با فریادهای اربابانة خود او را بترساند و سیاه با موذی گری خودرا به نفهمی می زد. سیاه که موفق نشده بود مناسبات ارباب نوکری را تبدیل به مناسبات دوستانه کند، در واقع با اعمالی نظیر این، به نوعی از اربابش انتقام می گرفت

این گونه نمایش ها کمتر به تمرین نیاز داشت و با همان طرح اصلی که در ذهن بازیگران نمایش بود، به روی صحنه می آمد؛ زیرا میدان عمل برای بازیگر محدود نبود و بازیگران به آسانی می توانستند بدیهه پردازی کنند.

این بازی ها که برای مردمان عوام و بی سواد آن روز به منظور لودگی و مسخرگی اجرا می شد، دلپذیر و شادی بخش می نمود. گاه گفتار مطلوب واقع می شد و زمانی هم حرف هایش خارج از شخصیت بازیگر بود و تماشاگر را به تعجب وا میداشت. شمار بازیگران از پنج یا شش تن بیشتر نبود و بیشتر آن ها با لهجه های کردی، کاشی، لری و گاه قزوینی نقش خود را ایفا می کردند؛ ولی در هیچ یک از این بازی ها زن عملاً نقشی نداشت.

در طی قرن ها ، مراسم، بازی ها و نمایش های شادی آور و مضحک که در بین اقوام ایرانی به فراوانی یافت می شود، قواعد و اصول خود نمایش رو حوضی به علت برخورداری از چهار عنصر اصلی یعنی گفتار طنز،‌رقص، آواز، موسیقی و حرکات فیزیکی اغراق آمیز توانسته است در طول تاریخ بماند و شواهدی مبنی بر حضور گروه های رقصنده و سرگرم کننده به نام مطرب های مجلس در دورة صفویه وجود دارد.

تا اواخر دوران قاجار ، نمایش های شادی آورخاص خانواده های ثروتمند و به اصطلاح اشرافی بود که برای سرگرمی خویش بازیگران یا تقلیدچی ها را به خانه می خواندند و در گوشه ای از تالار بزرگ خانه صحنة نمایش ترتیب می دادند. عوام نیز گاه به گاه در قهوه خانه به تماشای نمایش های شادی آور می پرداختند. در اواخر دوران قاجار، کار نمایش در خانه ها آرام آرام گسترش یافت و مردم عادی نیز برای جشن های خود مانند عروسی و ... گروه های نمایشی را به خانه دعوت می کردند. صحنه های نمایش در این خانه ها حوض وسط حیاط بود که روی آن را با تکه های بزرگ تخته می پوشاندند و روی تخته ها قالی یا گلیم می انداختند و بازیگران نیز به ترتیب اجرای نقش روی این حوض تخته پوش می رفتند. نام تخت حوضی یا روحوضی نیز بدین سبب به این گونه نمایش ها اطلاق شد

نمونه ای از ترانه های نمایش روحوضی

(سیاه1) : ارباب خودم سلام علیکم

ارباب خودم سرتو بالا کن

ارباب خودم گلی به جمالت

ازکجا بگم وصف کمالت ؟

ارباب خودم بزبز قندی

ارباب خودم چرا نمی خندی ؟

بشکن بشکنه بشکن

( سیاه ۲ ) : من نمی شکنم

( سیاه ۱ ) : بشکن

( سیاه ۲ ) : واسه چی بشکنم ؟

( سیاه ۱ ) : بشکن

( سیاه ۲ ) : اینجا بشکنم یار گله داره؛

اونجا بشکنم یار گله داره؛

این عاشق چقدر حوصله داره!

                                               

 فرهنگ عامه ، دکتر احمد تمیم داری ، با اندکی تغییر

کارگاه متن پژوهی

دستور زبانی

۱ – مترادف واژه های زیر را از متن درس بیابید.

سرزنش : (هجو)

مسخرگی : (لودگی)     

موقعیت حساس : (بزنگاه)    

خنده آور : (مضحک)

۲ ـ پنج واژة مهم املایی از متن درس بنویسید.

بداهه سازی – بی واسطگی –

تئاتر رو حوضی – اطلاق – موذی گری

۳ ـ نقش دستوری واژه های مشخص شده را بنویسید.

ـ صحنة نمایش در این خانه ها حوض وسط حیاط بود.

ـ سیاه ظرفیت نمایش سیاه بازی را بالابرده است.

دستور ادبی

۱ ـ یک تشبیه در متن درس بیابید و بنویسید.

خنده را همچون زهری بر لبان مخاطب می پاشید.

۲ ـ مجاز را در عبارت زیر مشخص کنید.

ـ این کشمکش درونی سیاه را عقده دار کرده بود.

 

قرابت معنایی

۱ ـ مفهوم عبارت « سخنان درد آلود و تلخی می گفت که خنده را همچون زهری  بر لبان مخاطب می پاشید.» چیست؟

بیان ناهنجاری ها و مشکلات جامعه در قالب طنز

2 ـ چرا به سیاه بازی نمایش «روحوضی» نیز می گویند؟

در اواخر دورة قاجار، این نمایش در خانه ها نیز گسترش یافت و مردم عادی هم برای جشن های خود این نمایشگران را به خانه دعوت می کردند. صحنه‌ی نمایش در این خانه ها حوض وسط حیاط بود که روی آن را با تکه های بزرگ تخته می پوشاندند و روی تخته ها قالی یا گلیم می انداختند و بازیگران نیز به ترتیب اجرای نقش روی این حوض تخته پوش می رفتند. نام تخت حوضی یا روحوضی نیز بدین سبب به این گونه نمایش ها اطلاق شد .

 

 

3 ـ یک نمایش سنّتی دیگر انتخاب کنید و دربارة آن توضیح دهد.

شبیه گردانی یا شبیه خوانی یا تعزیه از دیگر نمایش های سنتی و مذهبی ما است که در اصل بر پایة قصّه ها و روایات مربوط به زندگی و مصائب خاندان پیامبر اسلام به ویژه وقایع و عجایبی که در محرم سال 61 در کربلا برای امام حسین (ع) و خاندانش پیش آمد ،‌شکل گرفت.

شناسه کالا: 3817187
اشتراک‌گذاری

شبکه‌های اجتماعی:

آدرس کوتاه شده‌ی صفحه: برای کپی کردن لینک روی آن کلیک کنید
نظرات
    ارسال نظر
    • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
    • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
    • - لطفا فارسی بنویسید.
    • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
    • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد